تبليغاتX
هیئت سجادیه یزدل
وبلاگی برای یزدلیها

شهيد عبدالرحمن و عبدالله بن عروة       

                   

محل شهادت :كربلا              

تاریخ شهادت : روز عاشورا سال 61 هـ.ق

مزار شهید :كربلا


 

«عبدالله و عبدالرحمن» فرزندان «عروه بن حراق الغفاري» منسوب به قبيله بني‌غفار و ساكن كوفه بوده‌اند. جد بزرگوار ايشان از اصحاب حضرت علي (ع) مي‌باشد. عبدالله و عبدالرحمن كه از اشراف و شجاعان كوفه محسوب مي‌شدند، در نبرد كربلا به ياري امام حسين (ع) شتافتند و در روز عاشورا توسط كفار كوفه به شهادت رسيدند. نام اين دو شهيد گرانقدر در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است. پيكر مطهر آنان را امام سجاد (ع) و قبيله بني‌اسد، در سرزمين كربلا به خاك سپردند.

منبع:كتاب شهداي انقلاب كربلا  

منبع:كتاب منتهي الامال جلد 1  

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 
حكمت ها از11 تا20

حكمت 11روش برخورد با دشمن (سياسى ، اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بر دشمنت دست يافتى ، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.


حكمت 12آيين دوست يابي (اخلاقى، اجتماعي، تربيتى)
وَ قَالَ [عليه السلام] أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد.


حكمت 13روش استفاده از نعمت ها (اخلاقى ، معنوى)
وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازيد.


حكمت 14روش برخورد با خويشاوندان (اخلاقى ، معنوى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ ضَيَّعَهُ الْأَقْرَبُ أُتِيحَ لَهُ الْأَبْعَدُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كسى را كه نزديكانش واگذارند ، بيگانه او را پذيرا مى گردد.


حكمت 15روش برخورد با فريب خوردگان (اخلاقى ، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : هر فريب خورده اى را نمى شود سرزنش كرد.(2)


حكمت 16شناخت جايگاه جبر و اختيار (اعتقادى ، معنوى)
وَ قَالَ [عليه السلام] تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِيرِ حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُ فِى التَّدْبِيرِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : كارها چنان در سيطره تقدير است كه چاره انديشى به مرگ مى انجامد.(3)


حكمت 17 ضرورت رنگ كردن موها (بهداشتى ، تجمل و زيبايى)
وَ سُئِلَ [عليه السلام] عَنْ قَوْلِ الرَّسُولِ ص غَيِّرُوا الشَّيْبَ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ فَقَالَ ع إِنَّمَا قَالَ ص ذَلِكَ وَ الدِّينُ قُلٌّ فَأَمَّا الْآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَ مَا اخْتَارَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : (از امام پرسيدند كه رسول خدا (ص) فرمود : موها را رنگ كنيد و خود را شبيه يهود نسازيد يعنى چه ؟ فرمود) پيامبر (ص) اين سخن را در روزگارى فرمود كه پيروان اسلام اندك بودند، اما امروز كه اسلام گسترش يافته ، و نظام اسلامى استوار شده ، هر كس آن چه را دوست دارد انجام دهد.


حكمت 18ره آورد شوم فرار از جنگ (سياسى ، اخلاقى ، نظامى)
وَ قَالَ [عليه السلام] فِى الَّذِينَ اعْتَزَلُوا الْقِتَالَ مَعَهُ خَذَلُوا الْحَقَّ وَ لَمْ يَنْصُرُوا الْبَاطِلَ .

و درود خدا بر او ، فرمود : (درباره آنان كه از جنگ كناره گرفتند) حق را خوار كرده ، باطل را نيز يارى نكردند. (4)


حكمت 19ره آورد شوم هوا پرستى (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] مَنْ جَرَى فِى عِنَان أَمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه در پى آرزوى خويش تازد ، مرگ او را از پاى در آورد.


حكمت 20 روش برخورد با جوانمردان (اخلاقى ، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] أَقِيلُوا ذَوِى الْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلَّا وَ يَدُ اللَّهِ بِيَدِهِ يَرْفَعُهُ .

و درود خدا بر او ، فرمود : از لغزش جوانمردان در گذيريد، زيرا جوانمردى نمى لغزد جز آن كه دست خدا او را بلند مرتبه مى سازد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 

از جمله توقفگاه های بسیار ترسناک آخرت ، ایستگاه  حساب و کتاب است . خداوند در این باره: در سوره انبیاء آیه 1مى فرماید : اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ یعنی براى مردم (وقت‏) حسابشان نزدیك شده است‏، و آنان در بى‏خبرى رویگردانند.  . وقت حساب مردم نزدیک شد مردم از اندیشه و تفکر در آن غفلت داشته و از آن رو گردانند. و  همچنین خدای بزرگ  در سوره طلاق می فرماید: وَكَأَیِّن مِّن قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِیدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّكْرًا  یعنی و چه بسیار شهرها كه از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سر پیچیدند و از آنها حسابى سخت كشیدیم و آنان را به عذابى (بس‏) زشت عذاب كردیم‏.  .

مناسب است دراین مورد به چند حدیث اشاره شود .

پرسش های پس از مرگ

?- شیخ صدوق (ره ) از اهل بیت (علیهم السلام ) روایت کرده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: روز قیامت قدمى برداشته نمى شود تا از چهار چیز سئوال کنند:

الف - از عمر ؛ که در چه چیزى صرف کرده .

ب – از جوانى؛ که در چه چیزى سپرى ساخته .

ج - و از اموالش که از کجا پیدا کرده و در چه مواردى خرج نموده .

ح - و از محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) پرسیده خواهدشد.

اول چیزى که از بنده حساب مى کشند نماز است ، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد

قبولی نماز؛ معیار قبولی تمام اعمال

شیخ طوسى رحمة الله علیه از حضرت امام باقر (ع) روایت کرده که فرمود: اول چیزى که از بنده حساب مى کشند نماز است ، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد.

نماز

اهمیت اداء قرض در دنیا

 شیخ صدوق روایت کرده که روز قیامت صاحب قرض مى آید و (از پرداخت نشدن قرضش توسط مدیون) شکایت مى کند، اگر آنکه قرض گیرنده ، حسنات دارد، حسنات او را به صاحب قرض مى دهند  و اگر حسنه ندارد، گناهانش را به او مى دهند.

سنگینی گناه شرک

شیخ کلینى از حضرت على بن الحسین صلى الله علیه و آله روایت کرده که از براى اهل شرک ترازو نصب نمى شود، ایشان را فوج فوج بى حساب به جهنم مى برند زیرا نصب موازین و نشر دواوین (محکمه ها) از براى اهل اسلام است .

حساب سخت ثروتمندان در روز قیامت

 شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که چون روز قیامت شود دو بنده مؤمن را از براى حساب باز داشت نمایند، که هر دو از اهل بهشت باشند، یکى فقیر و ناتوان باشد و دیگری غنى و ثروتمند در دنیا، فقیر گوید: پروردگارا، از براى چه مرا باز مى دارى؟ به عزت تو سوگند که مى دانى به من ولایت و حکومتى نداده بودى که در آن به عدل یا جور عمل کنم ، و مال زیادى به من نداده بودى که حق تو در آن باشد و من نداده باشم ، و روزى مرا به قدر کفاف مى دادى به قدر آنچه مى دانستى که مرا کافى است . پس خداوند جلیل فرماید که راست مى گوید بنده مؤمن من ، بگذارید تا داخل بهشت شود. و آن که غنى و ثروتمند باشد او را نگه مى دارند تا آنقدر عرق از او جارى شود که اگر چهل شتر بیاشامند آنها را کفایت کند پس از آن داخل بهشت شود. پس فقیر به او گوید که چه چیز باعث بازداشت تو شد ؟ گوید: طول حساب ؛ پیوسته چیزى بعد از چیزى از تقصیرات ظاهر مى شد و خدا مى بخشید تا آنکه مرا به رحمت خود فرو گرفت و مرا به توبه کاران ، ملحق گردانید پس تو کیستى ؟ گوید: من آن فقیرم که با تو در محشر بودم گوید: نعمتهاى بهشت ، تو را تغییر داده است که من تو را نشناختم .

بخشیده شدن شیعیان در قیامت

شیخ طوسى(ره) روایت کرده است که چون روز قیامت شود حق تعالى ما را بر حساب شیعیان موکل گرداند پس آنچه از خدا است از خدا می خواهیم  که به ما ببخشد، و آنچه از حق ماست ، بر ایشان مى بخشیم ؛ پس حضرت این آیه را خواند: سوره غاشیة آیه 25 إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ  ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ یعنی در حقیقت‏، بازگشت آنان به سوى ماست‏، آنگاه حساب (خواستن از) آنان به عهده ماست‏.

حسابرسی سختتر از عاقلترها

 شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: حق تعالى با بندگان در حساب روز قیامت به قدر آنچه در دنیا از عقل به ایشان داده دقت مى کند.

حکایت سختی حساب در قیامت 

از خط شیخ شهید اول (علیه الرحمه) نقل شده که احمد بن ابى الحوارى گفت که آرزو کردم ابو سلیمان دارانى () را در خواب ببینم تا آنکه بعد از یکسال او را در خواب دیدم به او گفتم اى معلم ! حق تعالى با تو چه کرد؟ گفت : اى احمد! وقتى از باب صغیر آمدم ، دیدم شترى از درمنه (و آن گیاهى است که به عربى آنرا شیح مى گویند) پس من یک چوب از آن کندم ، نمى دانم که با آن خلال کردم یا نه ، اکنون مدت یکسال است که من مبتلا به حساب آن هستم .

مرحوم محدث قمی گوید: این حکایت بعید نیست، بلکه تصدیق مى کند آن را، آیه شریفه  سوره لقمان :یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ یعنی (اى پسرك من‏، اگر (عمل تو) هموزن دانه خَردلى و در تخته‏سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خدا آن را مى‏آورد، كه خدا بس دقیق و آگاه است‏.

و همچنین فرمایش امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکى از خطبه هاى خود:الیست النفوس عن مثقال حبه من خردل مسئولة ؟ یعنى آیا چنین نیست که از مردم از یک دانه خردل سؤ ال خواهد شد؟

و در کاغذى که امیراالمومنین (علیه السلام) به محمد بن ابى بکر نوشته، فرموده است : واعلموا عباد الله ان الله عز و جل سائلکم عن الصغیر من عملکم و الکبیر یعنی اى بندگان خدا بدانید که خداوند از هر عمل کوچک و بزرگ شما سئوال خواهد کرد.

و در کاغذى که به ابن عباس مرقوم داشته فرموده است: اما تخاف نقاش ‍ الحساب آیا نمى ترسى از مناقشه و گفتگو در حساب و کتاب ؟ و ریشه مناقشه از (نقش ‍ الشوکه) است یعنى بیرون کردن خار از بدن پا ؛ یعنى همچنانکه در بیرون آوردن خار از بدن، کمال دقت و کاوش و باریک بینى را به عمل مى آورند تا آن را پیدا کرده و بیرون آورند، همین طور در حساب دقت و باریک بینى به عمل مى آورند.

آسانی حساب آخرت برای کسانی که به سراغ محاسبه نفس خود می روند

و بدان که بعضى از محققین گفته اند که نجات نمى یابد از خطر میزان و حساب مگر کسى که در دنیا از نفس خود حساب بکشد و با میزان شرع و دین، اعمال و اقوال و خطرات و لحظات خود را بسنجد، چنانکه در خبر وارد شده است که فرمودند به حساب نفس هاى خود برسید، پیش از آنکه از شما حساب کشند و بسنجید اعمال خود را، پیش از آنکه بسنجند اعمال شما را.

حکایت ترس از عاقبت سخت انسان

شخصى بود به نام توبه بن صمه ، نقل شده که او نفس خود را در بیشتر اوقات شب و روز حساب مى کرد پس روزى، ایام عمر خود را حساب کرد و متوجه شد که شصت سال از عمرش گذشته است ، متوجه شد که بیست و یکهزار و پانصد روز مى شود، گفت : واى بر من ، آیا من ملاقات خواهم کرد مالک را به بیست و یکهزار و پانصد گناه ، این را گفت و بیهوش افتاد و در همان بیهوشى وفات کرد.

قطره قطره جمع گردد

محدث قمی گوید: روایت شده که وقتى حضرت رسول صلى الله علیه و آله به زمین بى گیاهى فرود آمد پس به اصحاب خود فرمود که بروید هیزم بیاورید، عرض کردند یا رسول الله ما در زمین بى گیاهی هستیم که هیزم در آن یافت نمى شود، فرمود: هر کس هر چه ممکنش مى شود بیاورد پس هیزم آوردند و مقابل آن حضرت روى هم ریختند چون هیزمها جمع شد حضرت فرمود: همین طور گناهان شما جمع مى شود با این کار حضرت ، اصحاب متوجه شدند که در بیابانى که از هیزم خبرى نبود ولى با جستجوى خود مقدار زیادى هیزم جمع شد و روى هم ریخته شد، همین طور گناه به نظر نمى آید، چون جستجو و حساب شود گناهان بسیارى جمع مى شود چنانکه ((توبه بن صمه)) براى هر روز عمر خود یک گناه فرض کرد حساب کرد ((بیست و یکهزار و پانصد)) گناه کرده است .

برگرفته شده از منازل الاخره

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 
حکمت ها از۱تا۱۰

حکمت 1 :

روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سياسى)

قَال َ[عليه السلام] كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ

فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله

 باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا

او را بدوشند.

 

حکمت 2 :

 

شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ

وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ

 مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ .

و درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى

 بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى

 خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را

 بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.

 

 

حكمت 3 :

 

شناخت ضد ارزش ها(اخلاقى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ

يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِى بَلْدَتِهِ .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان

است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى

سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه

است.

 

 

حکمت 4 :

 

ارزش هاى اخلاقى و ضد ارزش ها(اخلاقى ، تربيتى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ

ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانى ، آفت و شكيبايى ،

شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده

 است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و

خرسندى .

 

 

حکمت 5 :

 

شناخت ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ

 مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ.

 

و درود خدا بر او ، فرمود : دانش، ميراثى گرانبها ، و

آداب ، زيورهاى هميشه تازه ، و انديشه ، آيينه اى

شفاف است.

 

 

حکمت 6 :

 

ارزش هاى رازدارى و خوشرويي (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ

الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ

 قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ

الْعُيُوبِ وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : سينه خردمند صندوق راز

اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى ، و شكيبايى

، گورستان پوشاننده عيب هاست . و يا فرمود :

پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان

 از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.

 

 

حکمت 7 :

 

ايثار اقتصادى و آخرت گرايي (اخلاقى ، اقتصادى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ

 الْعِبَادِ فِى عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِى آجَالِهِمْ .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : صدقه دادن دارويى ثمر

بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى

آنان جلوه گر است.

 

 

حکمت 8 :

 

شگفتى هاى تن آدمي (علمى ، فيزيولوژى انسانى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ

يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : از ويژگى هاى انسان در

 شگفتى مانيد ، كه : با پاره اى " پى " مى نگرد ، و با

" گوشت " سخن مى گويد . و با " استخوان "     

مىشنود ، و از " شكافى " نَفس مى كشد!!

 

حکمت 9 :

 

شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنيا (اجتماعي، سياسى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ

مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : چون دنيا به كسى روى آورد

 ، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او

روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند.

 

 

حکمت10 :

 

روش زندگى با مردم (اخلاقى، اجتماعى)

 

وَ قَالَ [عليه السلام] خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا

عَلَيْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ .

 

و درود خدا بر او ، فرمود : با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر

مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى

شما آيند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 
آمار کشور بازديدکننده ها
رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 ج. ا. ايران

150

88.23%

2 برزيل

11

6.47%

3 آمريکا

3

1.76%

4 چين

3

1.76%

5 انگلستان

1

0.58%

6 امارات

1

0.58%

7 کانادا

1

0.58%

بقيه کشورها

0

0%

مجموع

170

100%


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 

چکیده: صحیفه سجادیه در عین حال که دربردارنده ظریف‌ترین‌ و دقیق‌ترین راز و نیازهاست و رابطه عاشقانه انسان و خدا را به زیباترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد، موضوعات بسیاری را در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، روان‌شناسی، فلسفی، علمی ‌و اقتصادی، نیز، دربر می‌گیرد.

آن‌چه در این مقاله پی‌گیری شده است انسان شناسی از منظر صحیفه سجادیه است که با تحلیل و تفسیر برخی ادعیه این کتاب شریف‌ به انجام رسیده است.

در این مقاله ابتدا در نگاهی کلی به موضوع انسان شناسی از دیدگاه امام سجاد(ع) پرداخته شده است و سپس صفات مثبت و منفی، نقاط قوت و ضعف و عوامل صعود و سقوط بشر معرفی شده‌اند و در پایان «انسان آرمانی» و اوصاف انسان الهی و کاملی که شناساندن و ساختن آن هدف تمام انبیا، و پیشوایان معصوم (ع) بوده مورد بررسی قرار گرفته است.

                                                     ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10:25 قبل از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 
             

                

شهید محمد تقی قصابی

1- نام ونام خانوادگی:محمدتقی قصابی              2 - نام پدر:حاج رضا

                                                                  

3- شماره شناسنامه : 22                            4- تاریخ تولد:10/4/1343

 

5- محل تولد:یزدل  کاشان                             ۶-......................

                                       بقیه درادامه مطلب.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی | 
 

قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(عليه السلام) :
1- مقام رضا


«الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْيَقينِ.»:
خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.
2- كرامت نفس


«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيا.»:
هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.
3- دنيا مايه ارزش نيست


«أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ يَرَ الدُّنْيا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:
پرارزش ترين مردم كسى است كه دنيا را مايه ارزش خود نداند.
4- پرهيز از دروغ


«إِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغيرَ مِنْهُ وَ الْكَبيرَ فى كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا كَذَبَ فى الصَّغيرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْكَبيرِ.»:
از دروغ كوچك و بزرگ در هر جدّى و شوخيى بپرهيزيد، زيرا چون كسى دروغ كوچك گفت بر دروغ بزرگ نيز جرأت پيدا مى كند.
5- خود نگهدارى


«أَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاِْنْسانِ نَفْسَهُ.»:
تمام خير آن است كه انسان خود را نگهدارد.
6- همنشينان ناشايسته


«إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْكَذّابِ، فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرابِ يُقَرِّبُ لَكَ البَعيدَ وَ يُبَعِّدُ لَكَ الْقَريبَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْفاسِقِ فَإِنَّهُ بايَعَكَ بِأُكْلَة أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْبَخيلِ فَإِنَّهُ يَخْذُلُكَ فى مالِهِ أَحْوَجَ ما تَكُونُ إِلَيْهِ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الاَْحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُريدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونًا فى كِتابِاللّهِ.»:
1ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است، دور را به تو نزديك كند و نزديك را به تو دور نمايد.
2ـ مبادا با فاسق و بدكار همنشين شوى كه تو را به يك لقمه و يا كمتر بفروشد.
3ـ مبادا همنشين بخيل شوى كه او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد.
4ـ مبادا با احمق رفيق شوى كه چون خواهد سودت رساند، زيانت مىزند.
5 ـ مبادا با آن كه از خويشان خود مى برد، مصاحبت كنى كه من او را در قرآن ملعون يافتم.
7- ترك سخن بى فايده و دورى از جدل


«إِنَّ الْمَعْرِفَةَ وَ كَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لا يَعْنيهِ وَ قِلَّةُ مِرائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.»:
معرفت و كمال ديانت مسلمان، تركِ كلام بى فايده و كم جدل كردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست.
8- محاسبه نفس و توجّه به معاد


«إِبْنَ آدَمَ! إِنّكَ لا تَزالُ بِخَيْر ما كانَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الُْمحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارًا وَ الْحَذَرُ لَكَ دِثارًا.
إِبْنَ آدَمَ! إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ مَبْعُوثُ وَ مَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ جَلَّ وَ عَزَّ، فَأَعِدَّ لَهُ جَوابًا.»:
اى فرزند آدم! به راستى كه تو پيوسته رو به خيرى، تا خودت را پند دهى و حساب خودت را برسى و ترس از خدا را روپوش و پرهيز را زيرپوش خود سازى.
اى فرزند آدم! تو خواهى مرد و برانگيخته خواهى شد و در حضور خداوند عزّ و جَلّ قرار خواهى گرفت، پس براى او جوابى را آماده كن.
9- نتايج دعا


«أَلْمُؤْمِنُ مِنْ دُعائِهِ عَلى ثَلاث: إِمّا أَنْ يُدَّخَرَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُعَجَّلَ لَهُ وَ إِمّا أَنْ يُدْفِعَ عَنْهُ بَلاءً يُريدُ أَنْ يُصيبَهُ.»:
مؤمن از دعايش سه نتيجه مى گيرد:1ـ يا برايش ذخيره گردد،2ـ يا در دنيا برآورده شود،3ـ يا بلايى را كه خواست به او برسد، از او بگرداند.
10- مبغوضيت گداى بخيل


«إِنَّ اللّهَ لَيُبْغِضُ الْبَخيلَ السّائِلَ الُْمحْلِفَ.»:
به راستى كه خداوند، گداى بخيلى را كه سوگند مى خورد دشمن دارد.
11- اسباب نجات


«ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِنِ: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ. وَ اشْتِغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.»:
سه چيز سبب نجات مؤمن است:1ـ بازداشتن زبان از غيبت مردم،2ـ مشغول كردن خودش به آنچه كه براى آخرت و دنيايش سود دهد،3ـ و گريستن طولانى بر گناهش.
12- به سوى بهشت


«مَنِ اشْتاقَ إِلى الْجَنَّةِ سارَعَ إِلَى الْخَيْراتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إِلَى اللّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الَْمحارِمِ.»
هر كه مشتاق بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات دورى گزيند، هر كه از دوزخ ترسد براى توبه از گناهانش به درگاه خدا پيشى گيرد و از حرامها برگردد.
13- ثواب نگاه

 
«نَظَرُ المُؤْمِنِ فى وَجْهِ أَخيهِ المُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الَْمحَبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ.»:
نگاه مهرآميز مؤمن به چهره برادر مؤمنش و محبّت به او عبادت است.
14- پارسايى و دعا


«ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَ فَرْج وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ.»:
چيزى نزد خدا، پس از معرفت او، محبوبتر از پارسايى شكم و شهوت نيست، و چيزى نزد خدا محبوبتر از درخواست كردن از او نيست.
15- پذيرش عذر ديگران


«إِنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلى يَسارِكَ وَ اعْتَذَرَ إِلَيْكَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ.»
اگر مردى از طرف راستت به تو دشنام داد و سپس به سوى چپت گرديد و از تو عذرخواهى نمود، عذرش را بپذير.
16- حقّ خدا بر بنده


«فَأَمّا حَقُّ اللّهِ الاَْكْبَرِ فَإِنَّكَ تَعْبُدُهُ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا فَإِذا فَعَلْتَ ذلِكَ بِإِخْلاص جَعَلَ لَكَ عَلى نَفْسِهِ أَنْ يَكْفِيَكَ أَمْرَ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ يَحْفَظَ لَكَ ما تُحِبُّ مِنْها.»
حقّ خداوند بزرگ اين است كه او را بپرستى و چيزى را شريكش ندانى و چون از روى اخلاص اين كار را كردى، خدا بر عهده گرفته كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از او بخواهى برايت نگهدارد.
17- حقّ پدر بر فرزند


«وَ أَمّا حَقُّ أَبيكَ فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَ أَنَّكَ فَرْعُهُ وَ أَنَّكَ لَوْلاهُ لَمْ تَكُنْ، فَمَهْما رَأَيْتَ فى نَفْسِكَ مِمّا تُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَباكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فيهِ وَ احْمَدِ اللّهَ وَ اشْكُرْهُ عَلى قَدْرِ ذلِكَ.»:
و امّا حقّ پدرت را بايد بدانى كه او اصل و ريشه توست و تو شاخه او هستى، و بدانى كه اگر او نبود تو نبودى، پس هر زمانى در خود چيزى ديدى كه خوشت آمد بدان كه [از پدرت دارى] زيرا اساس نعمت و خوشى تو، پدرت مى باشد، و خدا را سپاس بگزار و به همان اندازه شكر كن.
18- تقدّم طاعت خدا بر هر چيز


«قَدِّمُوا أَمْرَ اللّهِ وَ طاعَتَهُ وَ طاعَةَ مَنْ أَوْجَبَ اللّهُ طاعَتَهُ بَيْنَ يَدَىِ الاُْمُورِ كُلِّها.»
طاعت خدا و طاعت هر كه را خدا واجب كرده بر همه چيز مقدّم بداريد.
19- حقّ مادر بر فرزند


«فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّها حَمَلَتْكَ حَيْثُ لايَحْمِلُ أَحَدٌ وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِها ما لا يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَدًا. وَ أَنَّها وَقَتْكَ بِسَمْعِها وَ بَصَرِها وَ يَدِها وَ رِجْلِها وَ شَعْرِها وَ بَشَرِها وَ جَميعِ جَوارِحِها مُسْتَبْشِرَةً بِذلِكَ، فَرِحَةً، مُوبِلَةً مُحْتَمِلَةً لِما فيهِ مَكْرُوهُها وَ أَلَمُها وَ ثِقْلُها وَ غَمُّها حَتّى دَفَعَتْها عَنْكَ يَدُالْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى الاَْرْضِ فَرَضِيَتْ أنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِىَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرى وَ تَرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحى وَ تُنَعِّمَكَ بِبُؤْسِها وَ تُلَذِّذَكَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِها وَ كانَ بَطْنُها لَكَ وِعاءً وَ حِجْرُها لَكَ حِواءً وَ ثَدْيُها لَكَ سِقاءً، وَ نَفْسُها لَكَ وِقاءً، تُباشِرُ حَرَّ الدُّنْيا وَ بَرْدَها لَكَ وَ دُونَكَ، فَتَشْكُرْها عَلى قَدْرِ ذلِكَ وَ لا تَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلاّ بِعَوْنِ اللّهِ وَ تَوْفيقِهِ.»:
و امّا حقّ مادرت اين است كه بدانى او تو را در شكم خود حمل كرده كه احدى كسى را آن گونه حمل نكند، و از ميوه دلش به تو خورانيده كه كسى از آن به ديگرى نخوراند، و اوست كه تو را با گوش و چشم و دست و پا ومو و همه اعضايش نگهدارى كرده و بدين فداكارى شاداب و شادمان و مواظب بوده و هر ناگوارى و درد و سنگينى و غمى را تحمّل كرده تا [توانسته] دست قدرت [مكروهات] را از تو دفع نموده و تو را از آنها رهانده و به روى زمين كشانده و باز هم خوش بوده كه تو سير باشى و او گرسنه، و تو جامه پوشى و او برهنه باشد، تو را سيراب كند و خود تشنه بماند، تو را در سايه بدارد و خود زير آفتاب باشد و با سختى كشيدن تو را به نعمت رساند، و با بيخوابى خود، تو را به خواب كند، شكمش ظرف وجود تو بوده و دامنش آسايشگاه تو و پستانش مشك آب تو و جانش فداى تو و به خاطر تو، و به حساب تو، گرم و سرد روزگار را چشيده است.
به اين اندازه قدرش را بدانى و اين را نتوانى مگر به يارى و توفيق خدا.
20- ترغيب به علم


«لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.»:
اگر مردم بدانند كه در طلب علم چه فايده اى است، آن را مىطلبند اگر چه با ريختن خون دل و فرو رفتن در گرداب ها باشد.
21- ارزش مجالس صالحان


«مَجالِسُ الصّالِحينَ داعِيَةٌ إِلَى الصَّلاحِ وَ آدابُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقلِ.»:
مجلس هاى شايستگان، دعوت كننده به سوى شايستگى است و آداب دانشمندان، فزونى در خرد است.
22- گناهانى كه مانع اجابت دعايند


«أَلذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سُوءُ النِّيَّةِ، وَ خُبْثُ السَّريرَةِ، وَ النِّفاقُ مَعَ الإِخْوانِ، وَ تَرْكُ التَّصْديقِ بِالاِْجابَةِ، وَ تَأخيرُ الصَّلَواتِ المَفْرُوضَةِ حَتّى تَذْهَبَ أَوْقاتُها، وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِّرِ وَ الصَّدَقَةِ، وَ اسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَ الْفُحْشِ فِى الْقَوْلِ.»:
گناهانى كه دعا را ردّ مى كنند، عبارتند از:1ـ نيّت بد،2ـ ناپاكى باطن،3ـ نفاق با برادران،4ـ عدم اعتقاد به اجابت دعا،5ـ تأخير نمازهاى واجب از وقت خودش،6ـ ترك تقرّب به خداوند عزّوجلّ به وسيله ترك احسان و صدقه، 7ـ ناسزاگويى و بدزبانى.
23- تاركان جاودانگى


«عَجَبًا كُلَّ الْعَحَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَ تَرَكَ دارَ الْبَقاءِ.»:
شگفتا! از كسى كه كار مى كند براى دنياى فانى و ترك مى كند سراى جاودانى را!
24- نتيجه اتّهام

 
«مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيهِ.»:
هر كه مردم را به چيزى كه در آنهاست متّهم كند، او را به آنچه كه در او نيست متَّهم كنند.
25- دنيا وسيله است، نه هدف


«ما تَعِبَ أَوْلِياءُ اللّهِ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ.»:
اولياى خدا در دنيا براى دنيا رنج نمى كشند، بلكه در دنيا براى آخرت رنج مى كشند.
26- به خدا پناه مىبرم!


«أَلّلهُمَّ إِنّى أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ... وَ سُوءِ الْوِلايَةِ لِمَنْ تَحْتَ أَيْدينا.»:
خدايا! به تو پناه مى برم از طغيان حرص و تندى خشم و غلبه حسد... و سرپرستى بد براى زير دستانمان.
27- پرهيز از گناهكاران، ظالمان و فاسقان


إِيّاكُمْ وَ صُحْبَةَ الْعاصينَ، وَ مَعُونَةَ الظّالِمينَ وَ مُجاوَرَةَ الْفاسِقينَ، إِحْذَرُوا فِتْنَتَهُمْ، وَ تَباعَدُوا مِنْ ساحَتِهِمْ.
از همنشينى با گنهكاران و يارى ستمگران و نزديكى با فاسقان بپرهيزيد.
از فتنه هايشان برحذر باشيد و از درگاهشان دورى گزينيد.
28- نتيجه مخالفت با اولياء الله


«وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ خالَفَ أَوْلِياءَ اللّهِ وَ دانَ بِغَيْرِ دينِ اللّهِ، وَ اسْتَبَدَّ بِأَمْرِهِ دُونَ أَمْرِ وَلِىِّ اللّهِ، فى نار تَلْتَهِبُ.»:
بدانيد هر كه با اولياى خدا مخالفت كند، و به غير از دين خدا، دين ديگرى را پيروى نمايد و به رأى خويش استبداد ورزد، نه به فرمان ولِىّ خدا، در آتشى فروزان درافتد.
29- توجّه به قدرت و قرب خدا


«خَفِ اللّهَ تَعالى لِقُدْرَتِهِ عَلَيْكَ وَ اسْتَحْىِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ.»:
از خداى متعال به خاطر قدرتش بر تو بترس، و به خاطر نزديكى اش به تو، از او شرم و حيا داشته باش.
30- پرهيز از دشمنى و توجّه به دوستى


«لا تُعادِيَنَّ أَحَدًا وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لا يَضُرُّكَ، وَ لا تَزْهَدَنَّ فى صِداقَةِ أَحَد وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لا يَنْفَعُكَ... .»:
حتماً با هيچ كس دشمنى نكن، هر چند گمان كنى كه او به تو زيان نرساند، و حتماً دوستى هيچ كس را ترك نكن هر چند گمان كنى كه او سودى به تو نرساند... .
31- بهترين ميوه شنوايى


«لِكُلِّ شَىْء فاكِهَةٌ وَ فاكِهَةُ السَّمْعِ الْكَلامُ الْحَسَنُ.»:
براى هر چيزى ميوه اى است و ميوه شنوايى، كلام نيكوست.
32- فايده سكوت


«كَفُّ الاَْذى رَفْضُ الْبَذاءِ، وَ اسْتَعِنْ عَلَى الْكَلامِ بِالسُّكُوتِ، فَإِنَّ لِلْقَوْلِ حالاتٌ تَضُرُّ، فَاْحذَرِ الاَْحمَقَ.»:
جلوگيرى از آزار، ترك كلام قبيح است، و در سخن گفتن از سكوت كمك بخواه، زيرا براى سخن، حالاتى است كه زيان مى زند، بنابراين از سخن احمق برحذر باش.
33- راستگويى و وفا


«خَيْرُ مَفاتيحِ الاُْمُورِ الصِّدْقُ، وَ خَيْرُ خَواتيمِها الْوَفاءُ.»:
بهترين كليد گشايش كارها، راستگويى، و بهترين مُهرِ پايانى آن وفادارى است.
34- غيبت


«إِيّاكَ وَ الْغيبَةَ فَإِنَّها إِدامُ كِلابِ النّارِ.»:
از غيبت كردن بپرهيز، زيرا كه خورش سگهاى جهنّم است.
35- كريم و لئيم


«ألْكَريمُ يَبْتَهِجُ بِفَضْلِهِ، وَ اللَّئيمُ يَفْتَخِرُ بِمِلْكِهِ.»:
كريم و بخشنده به بخشش خويش خوشحال است و لئيم و پست به دارايى اش مفتخر است.
36- پاداش احسان


«مَنْ كَسا مُؤْمِنًا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثِّيابِ الْخُضْرِ.»:
هر كه مؤمنى را بپوشاند، خداوند به او از جامه هاى سبز بهشتى بپوشاند.
37- اخلاق مؤمن


«مِنْ أَخلاقِ الْمُؤْمِنِ أَلاِْنْفاقُ عَلى قَدْرِ الاِْقْتارِ، وَ التَّوَسُّعُ عَلَى قَدْرِ التَّوَسُّعِ، وَ إِنْصافُ النّاسِ، وَ إِبْتِداؤُهُ إِيّاهُمْ بِالسَّلامِ عَلَيْهِمْ.»:
از اخلاق مؤمن، انفاق به قدر تنگدستى، و توسعه در بخشش به قدر توسعه،و انصاف دادن به مردم، و پيشى گرفتن سلام بر مردم است.
38- درباره عافيت

 
«إِنّى لاََكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُعافى فِى الدُّنْيا فَلا يُصيبُهُ شَىءٌ مِنَ الْمَصائِبِ.»:
من براى كسى نمى پسندم كه در دنيا عافيت داشته باشد و هيچ مصيبتى به او نرسد.
39- ثواب و عقاب زودرس

 
«إنَّ أَسْرَعَ الْخَيْرِ ثَوابًا الْبِرُّ، وَ أَسْرَعُ الشَّرِّ عُقُوبَةً الْبَغْىُ.»:
به راستى كه ثواب نيكوكارى، زودتر از هر كار خيرى خواهد رسيد، و عقوبت ستمگرى، زودتر از هر بدى دامنگير آدمى شود.
40- دعا، سپر بلا


«إِنَّ الدُّعاءَ لَيَرُدُّ الْبَلاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرامًا. أَلدُّعاءُ يَدْفَعُ الْبَلاءَ النّازِلَ وَ ما لَمْ يَنْزِلْ.»
به راستى كه دعا، بلا را برگرداند، آن هم بلاى حتمى را. دعا بلايى را كه نازل شده و آنچه را نازل نشده دفع كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط ابوالفضل دادایی |